چهارشنبه 28 آذر 1397 -
بررسی مقایسه ای جایگاه ایالات متحده در جهت دهی معترضان در کشورهای سوریه و ایران

بررسی مقایسه ای جایگاه ایالات متحده در جهت دهی معترضان در کشورهای سوریه و ایران


با نگرشی اجمالی در سیاست های پراگماتیستی این کشور در قبال این کشورها به سهولت می دریافت که سه عامل جنگ، ناامنی و تروریسم مهمترین بازخورد سیاست های امریکا در منطقه و به ویژه کشورهای مذکور بوده است.

calendar
تاریخ : 1396/10/16 - 16:28

به گزارش قسم ، بررسی مقایسه ای جایگاه ایالات متحده در جهت دهی معترضان در کشورهای سوریه و ایران

ایالات متحده آمریکا در پی تحقق سیاست های امپریالیستی در منطقه غرب آسیا، همواره به چند کشور با نگاهی ویژه نگریسته است. افغانستان، جمهوری اسلامی ایران، عراق، سوریه و لبنان. با نگرشی اجمالی در سیاست های پراگماتیستی این کشور در قبال این کشورها به سهولت می دریافت که سه عامل جنگ، ناامنی و تروریسم مهمترین بازخورد سیاست های امریکا در منطقه و به ویژه کشورهای مذکور بوده است. این مسئله، هنگامی که قدرت را جمهوری خواهان در دست داشته اند، ملموس تر و شدت بحران ها بیشتر بوده است. به عنوان مثال، در زمان جرج بوش، حملات نظامی و اشغال کشورهای عراق و افغانستان و با بهانه های مبارزه با تروریسم و نابود سازی تسلیحات کشتار جمعی صورت پذیرفت. سپس سیاست های تهدید، تحریم و ناامنی ها به مرزهای سوریه و لبنان کشیده شد. در خلال اعتراضات اقتصادی مردم ایران در چند روز اخیر، سیاست های ایالات متحده به سمت و سوی حمایت از اغتشاش گران سوق یافت تا جایی که این سیاست به شورای امنیت سازمان ملل متحد کشیده شد. درواقع آمریکا با این گفتمان که جمهوری اسلامی با روندی سرکوب گرایانه و نقض حقوق بشر در سطح وسیع به قلع و قمع مخالفین خود پرداخته و بسیاری از معترضین را دستگیر و روانه زندان نموده است. پیشتر نیز چنین سیاستی از سوی آمریکا در قبال دولت اسد در سوریه اعمال گردید. در این بخش، نویسنده درصدد بررسی رویکردهای امریکا در بحران های سوریه و اعتراضات اخیر در ایران می باشد.

جدول زمانی که در این گزارش مشاهده می‌کنید، بخشی از شواهدی است که نشان می‌دهد دولت آمریکا، شخص اوباما و همین‌طور سیا مسئولیت قابل‌توجهی در خصوص جنگ سوریه و نتایج حاصل از آن دارند.

اگر بخواهیم نقش امریکا و سازمان CIA را در بحران افرینی در کشور سوریه را بهتر درک کنیم، باید به دهه‌های 1940 و 1950 برگردید و نقش سیا در این کشور را بررسی کنید. اواخر دهه 1940، زمانی که دولت سوریه تحت فشار افکار عمومی، اجازه ساخت خط لوله از خاک این کشور را به یک شرکت نفتی آمریکایی نداد، سیاست‌گذاران این کشور به شدت نگران شدند. واشنگتن هم‌چنین از احساسات قوی ضدغربی و حزب بزرگ کمونیست در سوریه هراس داشت. بنابراین سیا که نگران بود سوریه بیش از پیش به سمت چپ متمایل شود، برنامه‌ای برای سرنگونی دولت غیرنظامی این کشور ترتیب داد که سه سال پیش روی کار آمده بود. عوامل سیا با رهبران نظامی جناح راست در دمشق دیدار کردند تا درباره استقرار یک دیکتاتوری تحت حمایت ارتش» گفتگو کنند.

   در خلال سال های 1947 تا 1948 سازمان سیا تلاش کرد تا «با حمایت از چهره‌های جناح راست در حزب ملی، بر انتخابات سال‌های 1947 و 1948 سوریه تأثیر بگذارد. همچنین در مارس 1949- سیا از کودتا در سوریه حمایت مالی کرد و مستقیماً در آن نقش داشت.

در سال 1975 سازمان های سیا و ام‌آی6 نقشه‌ای طراحی کردند تا 3 مقام ارشد سوریه را ترور و دولت این کشور را سرنگون کنند. آن‌ها برنامه‌ریزی کردند تا با استفاده از عوامل نفوذی، یک سری حوادث را کلید بزنند.» «هزینه مالی تشکیل یک کمیته آزادی سوریه باید تأمین گردد و جناح‌های سیاسی دارای ظرفیت‌های شبه‌نظامی و یا دیگر قابلیت‌های عملیاتی دیگر در سوریه باید مسلح شوند

در سال های  2006 تا  2011 آمریکا قبل از شروع جنگ سوریه، مخالفان دولت سوریه و بشار اسد را تحریک می‌کرد. 18 آوریل سال 2011 مقاله‌ای منتشر شد با این عنوان: «به گزارش واشنگتن‌پست، تلگراف‌های تازه منتشر شده در ویکی‌لیکس نشان می‌دهد وزارت خارجه آمریکا از دست‌کم پنج سال پیش، مخفیانه گروه‌های مخالف سوریه و دیگر پروژه‌های ضددولت این کشور را تأمین مالی می‌کرده است.»

در ماه مارس 2011 خشونت‌های «درعا» جنگ سوریه را کلید زد. «جنبش اعتراضی درعا» که 17 و 18 مارس به راه افتاد، تمام ویژگی‌های یک روی‌داد ساختگی شامل حمایت پنهانی موساد و یا سازمان‌های اطلاعاتی غربی از تروریست‌های اسلام‌گرا را داشت. «در جنبش درعا، تک‌تیراندازها از روی سقف، هم نیروهای پلیس و هم تظاهرکنندگان را مورد هدف قرار می‌دادند.در  18 آگوست 2011 اوباما گفت اسد باید برود. «اوباما و مقامات اروپایی روز پنج‌شنبه از بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه خواستند پس از ماه‌ها سرکوب خشونت‌آمیز معترضان، استعفا دهد. لفاظی‌های ضداسد با تحریم‌های جدید آمریکا تشدید شد؛ تحریم‌هایی که طراحی شده بودند تا توانایی اسد در تأمین مالی عملیات‌های نظامی‌اش را تضعیف کنند. این روند ادامه یافت تا اینکه در1 آگوست 2012 اوباما اجازه حمایت مخفی از شورشیان سوریه را صادر کرد. این در حالی است که  میزان کل حمایت‌های مخفیانه سازمان‌هایی مانند سیا از مخالفان اسد، مشخص نیست.

در اکتبر 2013 مقامات آمریکا اعلام نمودند که  در میان نگرانی‌ها از این‌که شبه‌نظامیان میانه‌روی مورد حمایت آمریکا به سرعت در حال شکست خوردن در جنگ داخلی سوریه هستند، سیا تلاش‌های مخفیانه برای آموزش معارضان در این کشور را توسعه می‌دهد. معارضان در مجموع حدود 100 هزار نفر می‌شوند که مقامات اطلاعاتی آمریکا می‌گویند حدود 20 هزار نفر از آن‌ها «افراطی»هایی هستند که طرح‌های اسلام‌گرایانه دارند.

در آوریل 2014 آمریکا در قالب برنامه‌ای مخفی و رو به رشد که توسط سازمان سیا در اردن اجرا می‌شود، سلاح‌های بیش‌تر و آموزش‌های گسترده‌تری را برای شورشیان میانه‌رو در سوریه تأمین می‌کند. مخالفان معتقدند تلاش‌های آمریکا کمک زیادی خواهد کرد، به ویژه با توجه به وضعیت تضعیف‌شده مخالفان و تاخت‌وتاز جنگ‌جویان القاعده. مبارزان میانه‌روی تحت حمایت آمریکا در حال حاضر تأثیر نسبتاً اندکی بر وضعیت میدانی سوریه دارند.

در اکتبر2015 سیا هزاران معارضی را که در پایگاه‌های مخفی در اردن آموزش داده، به تجهیزات ارتباطی مجهز کرده و از آن‌ها پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی می‌کند، از جمله با ارائه موشک‌های ضدتانک. این معارضان تحت حمایت سیا، از طریق سراسر مرز جنوبی سوریه با اردن، دوباره به این کشور برگشتند، اما بسیاری از آن‌ها هم به واحدهایی پیوستند که اکنون در شمال و شرق دمشق مستقر هستند، مناطق که هدف حملات روسیه قرار گرفته‌اند. شاید جدی‌ترین دخالت آمریکا در سوریه را بتوان در همان اسناد ویکی‌لیکس جست‌جو کرد که نشان می‌دهند وزارت خارجه دولت اوباما سازمان‌دهی مخالفان داخلی دولت منتخب سوریه را به دست دارد. این دخالت باعث بروز شورشی در درعا شد و فضا را برای ورود عناصر تندرو و مسلح اسلام‌گرا به جنگ داخلی فراهم کرد.

نکته ای که در این میان حائز اهمیت است تبیین این موضوع است که آمریکا در هر سال چقدر برای سوریه هزینه می کند؟ آمریکا، عربستانی ها، ترک ها، قطری ها و دیگران چه نوع تسلیحاتی را در اختیار شورشیان سوری قرار داده اند؟ چه گروه هایی این تسلیحات را دریافت می کنند؟ سربازان آمریکایی، پوشش هوایی و دیگر پرسنل آمریکا در این جنگ چه نقشی دارند؟ دولت آمریکا به این پرسش ها پاسخی نمی دهد و رسانه های جریان اصلی نیز پیگیر پاسخی برای آنها نیستند. اوباما بیش از ده بار به مردم آمریکا گفته که «پای هیچ سرباز آمریکایی بر خاک سوریه گذاشته نشده است.» با این حال هر چند ماه یک بار، مردم نیز از طریق یک بیانیه دولتی کوتاه مطلع شده اند که نیروهای عملیات های ویژه آمریکایی در سوریه به کار گرفته شده اند. پنتاگون مرتبا منکر حضور آنها در خطوط مقدم می شود. ولی زمانی که روسیه و دولت اسد بمباران و گلوله باران استحکامات شورشیان را در شمال سوریه آغاز کردند، آمریکا به کرملین اطلاع داد که این حملات تهدیدی برای جان نیروهای آمریکایی به حساب می آیند که در صحنه حضور دارند. ولی به مردم هیچ توضیحی درباره ماموریت این عده، هزینه آنها یا همتایان آنها در سوریه نداده است. از خلال درز اطلاعاتی که گهگاه صورت می گیرد، گزارش های تحقیقی، گفته های سایر دولت ها و اظهارات نادر مقامات آمریکایی، ما خبر داریم که آمریکا در جنگی فعال، جاری و با هماهنگی سیا هم برای سرنگون کردن اسد و هم مبارزه با داعش درگیر است. متحدان آمریکا در اقدام ضد اسد شامل عربستان سعودی، ترکیه، قطر و دیگر کشورهای منطقه هستند. آمریکا میلیاردها دلار را در زمینه تهیه سلاح، آموزش، نیروهای عملیات های ویژه، حملات هوایی و پشتیبانی لجستیک نیروهای شورشی از جمله مزدوران بین المللی هزینه کرده است. متحدان آمریکایی نیز میلیاردها دلار دیگر هزینه کرده اند. درباره مبلغ دقیق این هزینه ها هیچ گزارشی داده نشده است.

به طور کلی در تبیین این مسئله که چرا امریکا در مسئله سوریه از معارضین و مخالفین دولت اسد بیشترین حمایت ها را نمود، می توان 4 دلیل عمده ذکر نمود.

1- گسترش دموکراسی.  این حرف بارها و بارها در شعارهای اوباما و وزارت خارجه آمریکا تکرار می‌شود و منظور از آن تعریف آمریکایی ها از دموکراسی در کشورهایی است که می خواهند با آن مقابله کنند.

2- خنثی کردن نفوذ ایران به منظور حفظ سلطه آمریکا در منطقه خاورمیانه است. آمریکا از عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس (حامیان عناصر شورشی سوریه) و هم‌چنین ترکیه حمایت می‌کند و هدایت این ائتلاف را به عهده دارد.

3- دلیل سوم، نفوذ اسرائیل در محافل دولتی و کنگره آمریکاست.

4- دلیل چهارم خنثی کردن نفوذ روسیه در سوریه و قطع دست‌رسی روس‌ها به دریای مدیترانه است که این به نظر می‌رسد نتیجه معکوس داده باشد.

همه این دلایل، نشانه‌های یک امپراتوری هستند. حفظ و گسترش امپراتوری آمریکا، فرضیه اساسی و غالب در همه این طرزتفکرها و دخالت‌های کاخ سفید در کشورهای دیگر است. این‌ها از یک عقیده نشأت می‌گیرد و آن این‌که طرزفکر آمریکا، طرزفکر برتر است و باید در سراسر جهان توسعه یابد تا به ایجاد نوعی نظم جهانی منجر شود که معلوم نیست چگونه دنیا را آرمان‌شهر می‌کند و منافع بلندپروازانه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس را تامین می کند.

در خصوص نقش ایالات متحده در جریانات اخیر کشورمان نیز باید اصولاً اذعان داشت که سه رویکرد رسانه ای، بزرگنمایی و جعل اخبار و در نهایت تهییج نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی که قاعدتا نیروهای چپ رادیکال، سلطنت طلبان و نیروهای آزادی خواه طرفدار غرب می باشند، راهکارهای امریکا در ایجاد تشنج در فضای سیاسی کشورمان بوده است.

در این میان، نقش اصلی را جان مک‌کین  سناتور حزب جمهوریخواه و رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا و سازمان سیا بر عهده‌داشته است. کسی که در عناد با نظام جمهوری اسلامی ایران به مراتب از ترامپ و بوش مواضع سنگین تری اتخاذ نموده است. درواقع، جان مک‌کین سناتور 81 ساله آمریکایی و رئیس‌کمیته نیروهای مسلح سنای این کشور ، یکی از حامیان پر و پا قرص گروهک تروریستی منافقین است به طوری که تاکنون چندبار با سرکرده این گروهک دیدار و حتی در برخی محافل خصوصی آنان نیز شرکت کرده است. با نگرشی در رویکرد های امریکا در جریانات اخیر می توان اذعان نمود که حمایت آشکار آمریکا از این اعتراضات نشانه تلاش‌ها برای سوق دادن ایران به اوضاعی مانند اوضاع سوریه است. رویکردی که وزارت دفاع آمریکا  از آن با عنوان «طرح‌های ایجاد کابوس در سال 2018 میلادی» یاد نموده است و نخستین مورد آن را از ایران آغاز کرده است.

به هر حال باید به این نکته مهم اشاره داشت که ایالات متحده به سان مخالفین و معترضین دولت اسد که بعدها به انحای مختلف از آنان حمایت نموده و از مسلح نمودن آنان به مجهزترین سلاح ها تا آموزش های نظامی، حمایت های اقتصادی کلان و دیگر رویکردها بهره گرفته است. این رویکرد اما در اعتراضات اقتصادی اخیر در کشورمان به صورت های دیگری اعمال گردید.

در ابتدای کار، سران کاخ سفید اعلام نمودند که با دقت مسائل داخلی ایران و خواسته های معترضین را پیگیری می کنند، سپس در اقدام بعدی با پوشش رسانه ای سعی در برجسته سازی عمق بحران در ایران داشت. سپس ترامپ و برخی از مسئولین آمریکا با ابزار همدردی با معترضین! اعلام نمودند که امریکا از تمامی معترضین حمایت های لازم را خواهد نمود. گذشته از اینکه اعمال چنین سیاستی از سوی امریکا نقض اشکار حقوق بین المللی و مصداق بارز دخالت در امور دیگر کشورها می باشد،  پرونده معترضین را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد. سیاستی که پیشتر دقیقا در رابطه با معترضین دولت اسد اعمال گردید.

اما محاسبات امریکا در این رابطه نیز با شکست مواجه گردید و اعضای شورای امنیت با این استدلال که موضوع معترضین در ایران یک مسئله کاملاً درون کشوری است و اعضای شورای امنیت حق مداخله در چنین مسئله ای را ندارند، ادعاهای امریکا در خصوص نقض حقوق بشر در ایران را رد نمود.

در بخش های آتی در رابطه با این مسئله که چرا سیاست های امریکا در جریان اعتراضات اقتصادی اخیر با شکست مواجه شده است تفسیری جامع و تحلیلی متقن ارائه خواهیم نمود.









مطالب مرتبط